یکی از آدمهای نازنینی که میشناسم پیام فرستاده که میروید کردستان؟ و اگر میروید همسر و دختر منهم آنجایاند و گفتم غریبی نکنید. خجالت کشیدم که هنوز کتاب همسرش را که سال گذشته در نشر چشمه چاپ شده، نخریده و نخواندهام. حس کردم باید هوای آدمهای آشنا را داشت، همانطور که او بیهوا به یادم افتاده بود. گفتم نمیروم و آرزوی موفقیت کردم برای همهشان که خانوادگی در جشنواره شرکت کرده و به داوری نهایی رسیدهاند.
۱۳۹۶/۰۹/۱۹ | میس راوی
برچسب:
نویسنده: هستی اسدیپور