بعد از سالها شعری نوشتهام
درباره عفونت و توئیتر و خشم
در آن شعر مدام خودم را
زیر سؤال بردهام
و تا دلتان بخواهد
خودزنی کردهام
گفتهام چطور حماقت از سروکلهام میبارد
و درد دلهای تو در صدوچهل کاراکتر جا نمیشود
با این همه گاهی زن احمقت را یاد میکنی
که نه موهایش سرخ است و نه عقلش بهسامان
اما ضریب دلسوزی آدمها
به اندازه تاثیر سیپروفلوکساسین بالا نیست
که تمام چرکها را یکجا خشک میکند
بعد از هر توئیت کوتاه، دیوار ما بلندتر
و عمق چاه تنهایی عمیقتر
و فعل در انتهای جملهها هرز میرود
من نه همدم بودهام نه دوست
تنها اسمی هستم کمرنگ
بر شناسنامهای که
سالی یکبار هم نگاهش نمیکنی.
۱۳۹۶/۰۴/۲۳ | میس راوی
برچسب:
نویسنده: هستی اسدیپور