خرید بک لینک

یکی ازم پرسیده که نظرم دربارهی ازدواج چیست؟ اول خیلی خندیدم و بعد فکر کردم ازدواج مثل شعر است. و آنطور که در ترانهی نامجو آمده؛ «کلیگویی آفت شعر است، حرف مُفت آفت ذهن» نه میشود کلیگویی کرد و نه حرف مُفت زد. هرجور که خودتان هستید، ازدواجتان هم همانجور است. نه اینکه مرد/ زن زندگیتان نقشی این وسط نداشته باشد ولی همان نصفهای که مال شماست، شکل و شمایلی شبیه خودتان دارد. من هیچوقت به کسی نمیگویم ازدواج کن، به کسی هم نمیگویم ازدواج نکن. این چیزی نیست که اصلاً دربارهاش حرف بزنم و یا بنویسم. نمیدانم چرا شما همچین سوالی پرسیدهاید! اگر پای تجربه شخصی وسط باشد، بهتان میگویم که در ازدواج چیزهای خوب و قشنگی هست. هر جایی از زندگی چیزهایی برای دلخوشی آدمها هست. لحظههایی که نمیشود حتا اسمشان را خوشبختی گذاشت. تکرارناپذیرند. مثل آن لحظهای که روبهرویاش ایستاده بودم و او بیهیچ حرفی پر روسریام را گرفت و عینکش را با آن پاک کرد. احساس کردم که هیچ مرزی نیست. ولی با اینهمه ازدواج هم مرزهایی دارد که بودنشان خوب است. و حدودی که شاید اذیتتان کند اگر آدم ساختارشکنی باشید. ولی حتا ژاک دریدا هم که پدر ساختارشکنی است، ازدواج کرده. پس دیگر حرفی نیست. اگر هم باشد مُفت است.

برچسب: پرسش و پاسخ,پرسش و پاسخ مسائل,پرسش و پاسخ حقوقی,پرسش و پاسخ رابطه مقعدی,پرسش و پاسخ روابط نامشروع,پرسش و پاسخ پزشکی,پرسش و پاسخ روانشناسی,پرسش و پاسخ زنانه,پرسش و پاسخ, آنلاین,پرسش و پاسخ دینی, نویسنده: هستی اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:32

صفحه بندی